در این نوشته قصد دارم اقتصاد
حمل ونقل و به ویژه اقتصاد مترو را مورد بررسی و واکامی قرار دهم,امیدوارم
که مفید فایده باشد.
بررسی موضوعات مربوط به وسایل حمل و
نقل عمومی و رابطه انها با اقتصاد را میتوان در ((اقتصاد شهری))و((اقتصاد
حمل و نقل))دنبال کرد اما در نوشته قصد بیان اینگونه مطالب را ندارم بلکه
در تلاش هستم اقتصاد مترو را یا نگاهی متفاوت بیان کرد.پنج شنبه5/02/97
برای اولین بار با دوستم آقای علی عسگری برای رفتن به نمایشگاه بین المللی
کتاب از از مترو شهر تهران استفاده کردیم.قبلا چندین بار تجربه استفاده از
قطار را داشتم البته نه بصورت شهری.اگر از شلوغی همیشگی و تمام نشدنی مترو و
کار کردهای مثیت ان بگذریم,به اقتصاد پویا زیر شهر میرسیم جایی که در بین
ان همه هیاهو و شلوغی,کالاهای متفاوتی از شیر مرغ تا جان ادمی زاد را
میتوان پیدا کرد.قیمت اجناس بیشتر از 50هزار تومن نیست,و همین موضوع باعث
شده تا اغلب مترو سواران قدرت خرید بالاای داشته باشند,فکر میکنم دیگر مشخص
شده با شد که هدف از این یادداشت بیان مسائل مربوط به دست فروشی در مترو
است.اساسا این پدیده را نادر بلکه منحصر به فرد میداننم.در میان انبوهی از
جمعیت که جای سوزن انداختن به معنی واقعی کلمه نیست افراد مختلف,اجناس
گوناگونی را برای فروش ارائه می نمایند. نکته جالب اینجا است که با وجود
خطوط متروی زیاد و تعداد بالای واگن ها همه دست فروش های مترو یکدیگر را به
خوبی میشناسند و همین مطلب ضرورت مطالعات دقیق درباره این موضوع را می
طلبد.و نکته جالب تر اینجاست که دست فروشی در هر جایی از مترو دارای یک
سرقفلی به خصوصی است به این صورت که,یک فرد غریبه نمیتوانند در یک واگن یا
ایستگاهی بدون هماهنگی دست فروش های دیگر اقدام به فروش کالایی بنماید.نکته
مهم اینکه ماموران مترو و شهرداری اقدام متناسبی برای جلوگیری از این کار
انجام نمیدهند این در حالی است که اگر کنار پیاده رو کسی
بساط بنماید و قصد فروش جنسی را داشته باشد به طرفه العینی اکیپ های رفع
تخلفات شهری حاضر شده و از فروش هر نوع کالایی جلوگیری به عمل می
اورند.شاید ماموران شهرداری و دست فروش ها در مترو به نوعی همزیستی یا صلح
پایدار دست یافته باشند.در پایان باید گفت که در همین حوالی زیست
ما,اتفاقاتی در حال وقوع هستند که از انها غافلیم..امیدوارم بیان این مطالب
مفید بوده باشد..
در قرن21/به لطف پیشرفت های اقتصادی و ظهور اقتصادهای نوظهوری مثل چین/جنگ و
نزاع بین قدرت های جهانی دیگر جنگ نظامی نیست.البته باید به این نکته توجه
داشت که قدرت نظامی همچنان باعث باعث ایجاد بازدارنگی برای جنگ بین کشورها
میشود.اگر جنگ های نیابتی در خاورمیانه را کنار بگذاریم تقریبا جنگ نظامی
خاصی در دوره معاصر رخ نداده است در حالیکه موارد بسیاری از جنگ های
اقتصادی را میتوان برشمرد از تحریم های متقابل روسیه و کشور های غربی برسر
موضوع اوکراین و شبه جزیره کریمه تا جنگ اقتصادی بین امریکا و چین درمورد
فولاد/
در تقابل ایران و آمریکا هم با وجود اینکه طرف مقابل همچنان دم
از گزینه نظامی علیه کشورمان می زند ولی به خوبی میداند که در صورت اقدام
علیه ایران با واکنش متقابل و متناسب رو برو خواهد شد. رهبرمعظم انقلاب،
اولین بار، یازده سال پیش (سال ۸۶)، عبارت «جنگ اقتصادی» را مطرح کردند.
ایشان در ابتدای آن سال با اشاره به برنامههای دشمن برای ضربه زدن به
جمهوری اسلامیایران عنوان کردند: «من برنامههای استکبار جهانی علیه ملت
ایران را در سه جمله خلاصه میکنم: اول، جنگ روانی؛ دوم، جنگ اقتصادی و سوم،
مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی.»سپس چهار سال بعد، در سال ۱۳۹۰ نیز
دراینباره چنین فرمودند: «همهی شواهد نشاندهندهی این است که دشمن امروز
بر روی چند نقطه، تکیهی اساسی دارد. از واضحترینهایش انسان شروع کند،
یکی مسئلهی اقتصاد است... به زانو درآوردن کشور از لحاظ اقتصاد، عقب راندن
و پس راندن کشور در زمینهی اقتصاد که منتهی بشود به فلج پایههای
اقتصادی.» دو سال بعد از آن نیز، «سیاستهای کلی اقتصاد مقاومتی» را با هدف
جلوگیری از حملات اقتصادی دشمن، به دستگاههای دولتی و حکومتی ابلاغ
فرمودند. بعدتر، پیشنهاد تأسیس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی دردولت،
بهمنظور اجرایی شدن سازوکارهای آن را نیز مطرح
نمودند.
اتاق عملیات جنگ اقتصادی آمریکا؟
دراین بین، آمریکاییها برای آنکه
بتوانند در «جنگ اقتصادی» دست برتر را به همراه داشته و سازوکارهای اجرایی
آن را پیاده کنند، نیاز به یک "اتاق عملیات جنگ اقتصادی" داشتند. این اتاق
جنگ از سه نهاد مهم تشکیل شده است. اولین نهاد که مهمترین آن هست و نقش
فرماندهی در جنگ اقتصادی را ایفا میکند، "وزارت خزانهداری آمریکا" است.
مأموریت اصلی این بخش، شکلدهی ساختار تحریمهای بانکی و غیربانکی، حفظ
ساختار مذکور، اعمال تحریمهای اقتصادی و در نهایت تنبیه افراد و نهادهایی
است که از این تحریمها تخلف میکنند. هدف اصلی وزارت خزانهداری، ایجاد
فضای ناامن اقتصادی برای افراد و نهادهای هدف است. همانطور که دیوید کوهن
(یکی از مؤثرترین چهرههای وزارت خزانهداری در زمان اوباما که معمار اصلی
تحریمهای ایران است) گفته است: "ما فضا را برای بازیگران نامشروع
(دولتها، تروریستها یا مجرمان) بسیار سخت کردهایم که خودشان را در
اقتصاد مشروع پنهان کنند. این دلیلی است که شفافیت مالی (ساخت، حفاظت و
تقویت آن) هستهی اصلی مأموریت وزارت خزانهداری است."
نهاد مهم
دیگر در اتاق فرماندهی جنگ اقتصادی، "وزارت خارجهی آمریکا" است. مأموریت
اصلی این نهاد همراه کردن بازیگران مهم خارجی در اعمال تحریمها علیه ایران
است. مسئولان وزارت خزانهداری از اصطلاح "دیپلماسی مالی" برای تبیین این
وضعیت استفاده کردند؛ چراکه بخشی از اقدامات وزارت خزانهداری و وزارت
خارجهی آمریکا سفر به کشورهای مختلف طرف تجاری ایران و توجیه آنها برای
همراه شدن در اعمال تحریمها بوده و هست. برای مشخص شدن ابعاد این موضوع،
خوب است به گزارش بازوی نظارتی کنگرهی آمریکا اشاره کرد. این گزارش که در
سال ۲۰۱۳ تهیه شده است، بیان میکند که وزارت خزانهداری با همکاری وزارت
خارجهی آمریکا در مدت دو سال، ۱۴۵ مؤسسهی مالی را در شصت کشور جهان
دربارهی تحریم ایران توجیه کردند و بهطور ویژه به کشورهایی مانند امارات
متحدهی عربی، که نقش مهمی در تعاملات اقتصادی ایران دارد، سفر کرده و
نظام مالی آن را برای اجرای تحریمها توجیه کرده است. نهاد دیگر درگیر جنگ
اقتصادی علیه ایران، سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) است. این نهاد تمرکز
اصلیاش بر کشف روشهای پیچیدهی دور زدن تحریم است. اطلاعاتی که از طرق
جاسوسی و امنیتی به دست میآید، در اختیار وزارت خزانهداری قرار میگیرد
تا توسط آن بررسی شود و برخوردهای لازم صورت گیرد.
اتاق عملیات جنگ اقتصادی ما کجاست؟
اما
متأسفانه با همهی توصیههایی که رهبرانقلاب در این زمینه داشتند، و با
همهی اقداماتی که اتاق جنگ آمریکا علیه ایران انجام داد، آرایش اقتصادی
کشور تغییر خاصی نسبتبه گذشته نکرد. انتظار این بود که با توجه به جنگ
اقتصادی، اقدامات مهمی در راستای کاهش وابستگی به نظام اقتصادی جهان در
ایران صورت گیرد که این مهم صورت نپذیرفت. حتی اقدامات پدافندی مانند کاهش
استفاده از شبکة سوئیفت، یا پیگیری پیمانهای پولی دوجانبه است که میتواند
تا حد بسیار زیادی ضربهپذیری نظام بانکی ایران را نسبتبه تحریمها کاهش
دهد صورت نپذیرفت.
با توضیحات فوق، واضح است که قطعا اگر اتاق جنگ
اقتصادی ما وزارت اقتصاد یا بانک مرکزی نباشده.ستاد فرماندهی اقتصاد
مقاومتی است که فرمانده آن را معاون اول رئیس جمهور/اقای دکتر اسحاق
جهانگیری بر عهده دارد.حال اینکه چرا ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی کارنامه
قابل قبولی در زمینه ندارد؟ باید مورد بررسی قرار داد تا مشخص شود مشکل از
کجا است.ایا عزم جدی وجود ندارد یا عده ای درون کشور قصد سنگ اندازی
دارند؟جنگ اقتصادی، یک واقعیت انکارنشدنی است و دشمن در حال طراحی و اجرای
برنامههای مستمر برای افزایش فشار اقتصادی علیه ایران است تا بتواند مسائل
باقیماندهی خودش را با ایران حل کند. بنابراین در جنگ اقتصادی باید
متناسب با جنگ، آرایش اقتصاد را شکل داد. باید همهی مسئولین و نخبگان
کشور به این باور برسند که ریشهی اصلی آسیبپذیری ما در جنگ اقتصادی،
درونی است و تنها با تکیه به درون مرتفع میشود. کشوری که استعداد ساخت
تجهیزات پیشرفته و بسیار پیچیدهی نظامیو هستهای دارد، بهراحتی میتواند
مشکلات اقتصادی را حل کند. تنها نیاز به اراده و تمرکز بر ظرفیتهای داخلی
است